ارائۀ این نوشته در جواب سئوال بسیاری از دوستانی است که می پرسند چرا چین به کمک ایران نمی شتابد.
ونران جیانگ — از نشریۀ
The South China Morning Post, 5 March 2026***
خلاصۀ مقالۀ «چین در انتظار است و مینگرد، در حالی که آمریکا با همه ببرهایش گلاویز شده است»
این مقاله استدلالی صریح و برنده دارد: ایالات متحده در دام پراکندگی استراتژیک گرفتار آمده و دیگر یارای آن را ندارد که اراده و توان خود را یکسره بر مهار چین متمرکز کند. حمله نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران، منطقه را به کام آتش کشیده — و این در حالی است که جنگ اوکراین در سال پنجم خود همچنان میسوزد، تنش با ونزوئلا و کوبا دوباره جوش زده، و غزه لحظهای آرام نگرفته است. ترامپ با این وعده به قدرت رسید که آمریکا را از این گردابهای دور دست بیرون خواهد کشید تا نیرویش را روی چین متمرکز کند؛ اما واقعیت کنونی، وارونه آن وعده است — آمریکا اکنون عمیقتر از هر زمان دیگری در این درگیریها فرو رفته است
جنگ تجاری و فناوری ترامپ علیه چین نیز به نتیجهای کاملاً معکوس انجامیده است. آنچه قرار بود چین را زمینگیر کند، در عمل اراده چین را برای خوداتکایی در پیشرفت تکنولوژی و اقتصادی خود را صیقل زده وستون فقراتش را محکمتر کرده. در همین حال، دیوان عالی کشور آمریکا با محدود کردن اختیارات تعرفهای رئیسجمهور، نه فقط بازوی فشار اقتصادی او را شکسته، بلکه شکنندگی بنیادین رویکرد یک جانبه گرایانهاش را برای همه آشکار کرده است
متحدان سنتی واشنگتن نیز دیگر صفهای یکپارچهای ندارند. رهبران فرانسه، بریتانیا، کانادا و آلمان یکی پس از دیگری راهی پکن شدهاند — نه از سر عشق به چین، بلکه از سر محاسبه سرد اقتصادی و کاهش وابستگی به واشنگتنی که دیگر قابل اتکا نیست. در ظاهر هنوز در کنار آمریکا ایستادهاند، اما در عمل دارند راه فرار خود را هموار میسازند. این ریاکاری حسابشدهای است که نشان میدهد اعتماد به رهبری آمریکا تا چه عمقی فرسوده شده است
در این فضایی، چین استراتژی دیرین «نشستن بر قله کوه و تماشای جنگ ببرها» را با سردخونی و انضباط تمام به اجرا گذاشته است. اما این انتظار، انفعال نیست — خویشتنداری آگاهانهای است که از عمق یک سنت فکری کهن سر برآورده. پکن نه انگیزهای دارد ونه دلیلی که به خاموش کردن آتشهایی کمک کند که رقیبش را مشغول، پراکنده و فرسوده نگه میدارند. تلاش ترامپ برای از سرگیری گفتگو با پکن — از جمله سفر برنامه ریزیشده به بیجینگ — از نظر جیانگ نه یک چرخش استراتژیک، بلکه اعترافی ضمنی به ضعف است؛ نشانهای که آمریکا در برابر سختترین رقابت تاریخ معاصرش به نفسگیری نیاز دارد و دیگر از موضع قدرت مذاکره نمیکند
نتیجهای که مقاله به آن میرسد چنین است: آمریکا قدرتی است که به هر سو کشیده شده است، و توانش را در چند جبهه هدر میدهد. آمریکا در نبردهایی که خود آغاز کرده گیر افتاده است. چین اما از این فرصت تاریخی با درایت و بردباری بهره میبرد — اقتصادش را در برابر فشارهای خارجی مقاوم تر میکند، پیوندهایش را با روسیه و دیگران استوارتر میسازد، نفوذش را بیسروصدا و پیوسته گسترش میدهد، و با شکیبایی تمام منتظر میماند تا رقیبش در نبردهای خودخواسته از نفس بیفتد
____
یادداشت پایانی: استعاره ببر از سر تصادف انتخاب نشده است. ریشهاش در سونتزو و سیوشش تدبیر است .در این نوشته تاکید شده است که زیرکترین رزمنده کسی نیست که بیشتر میجنگد، بلکه کسی است که میداند کِی نجنگد
*